ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

379

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

براى جنگ با آنها سلاح برگرفتند و اين كار سبب كثرت عياران و انتشار مفسدين در آنجا شد . بيان شمه‌اى از سيرت او سلطان طغرل‌بيك مردى خردمند و سخت بردبار بود و از هر كس بيشتر شكيبائى بر خود هموار ميكرد و بيشتر از هر كس در پوشيده داشتن راز خود ميكوشيد . وى به نامه‌هائى دست يافت كه يكى از خواص او به پادشاه ابى كاليجار نوشته بود ، او را آگاه از آن امر نكرد و بر وى نيز متغير نشد تا اينكه پس از مدتى دراز براى ديگرى آشكار ساخت . اقضى القضاة مارودى از او حكايت كرد و گفت : چون در سال چهار صد و سى و سه القائم بامر اللّه مرا نزد او برسالت فرستاد ، نامه‌اى به بغداد نوشتم و در آن سيرت او و ويرانگريهاى بلاد او را ياد كرده و از تمام وجوه او را مورد طعن و نكوهش قرار داده بودم اين نامه كه بهمراه غلام خود فرستاده بودم بيفتاد و بدست طغرل رسيد . و از محتواى آن آگاه شد و در اين باره چيزى با من نگفته و تغييرى در ارجمندى و گرامى داشتن و احترام نسبت به من نداد . خدايش بيامرزد ، مردى بود كه نماز نگاه مىداشت و روزهاى دوشنبه و پنجشنبه را روزه‌دار بود و لباسش جامهء سپيد بود . مردى بيدادگر ، ستمكار و سنگدل بود ، سپاهيانش اموال مردم غصب ميكردند و دست آنها شبانه روز بر هستى مردم آزاد بود . او مردى بخشنده هم بود . از بخشندگيهاى اوست كه برادرش ابراهيم ينال چون با روميان غزا كرد يكى از ملوك آنان را به اسارت گرفت و به بند كشيد ، چهار صد هزار دينار براى آزادى خود پيشنهاد كرد بدهد ابراهيم نپذيرفت و او را نزد طغرل‌بيك فرستاد . پادشاه روم به نصر الدوله بن مروان پيام فرستاد تا با طغرل‌بيك دربارهء آزادى آن بندى گفتگو كند و همين كه طغرل‌بيك ، رسالت نصر الدوله را